الحر العاملي ( مترجم : افراسيابى )

25

جهاد النفس ( فارسى )

3 - باب حقوق واجب و مستحبّى كه قيام به آنها سزاوار است . 19 - از امام سجّاد عليه السّلام روايت است كه فرمود : حق خداى بزرگ بر تو اين است كه تنها او را پرستش كنى و چيزى را شريك او به شمار نياورى پس هر گاه از روى اخلاص و صفاى باطن چنين كنى خداى سبحان بر خود لازم مىداند كه امر دنيا و آخرتت را كفايت كند . و حقّ نفست بر تو اين است كه آن را در راه فرمانبردارى از خداى عزّ و جلّ به كار وادارى . و حقّ زبان اين است كه او را بزرگتر و شريف‌تر از آن بدانى كه ناسزا گويد و او را به خير و ترك سخنان زائد و بىفائده و نيكى به مردم و گفتار نيك در بارهء مردم عادت دهى . و حقّ گوش آن است كه او را از شنيدن غيبت و هر آنچه شنيدنش جايز نيست ، پاك سازى . و حقّ چشم آن است كه آن را از ديدن هر آنچه ديدنش بر تو حرام است بربندى و از راه نظر با ديدگانت عبرت‌گيرى . و حق دستانت اين است كه آنها را به سوى چيزى كه بر تو حلال نيست نگشايى . و حقّ پايهايت آن است كه به وسيلهء آنها به سوى چيزى كه بر تو روا نيست گام بر ندارى پس تو با اين دو پا بر « صراط » مىايستى پس بنگر تا نلغزى و در آتش فرو نيفتى . و حقّ شكم بر تو اين است كه آن را ظرف و جايگاه حرام قرار ندهى و اضافه بر سيرى نخورى . و حقّ عورت تو بر تو اين است كه آن را از زنا نگه دارى و از اينكه كسى به آن نظر افكند آن را حفظ كنى . و حقّ نماز اين است كه بدانى نماز ورود بر خداى عزّ و جلّ است و تو در نماز در پيشگاه او ايستاده‌اى پس اگر اين را [ از صميم جان ] دريابى ايستادنت در برابر او ايستادن بنده‌اى خوار و كوچك و آرزومند و ترسان و اميدوار و بيمناك و بىچيز و زار خواهد بود و [ در اين حال ] خداوندى را كه در برابرش با آرامش و وقار ايستاده‌اى بزرگ مىشمرى و با [ تمامى ] قلبت به نماز روى مىآورى و حقوق و حدود آن را به پاى مىدارى . و حقّ حجّ اين است كه بدانى حج وارد شدن بر پروردگار و گريختن از گناهانت به سوى خدايت است و در حجّ توبه‌ات پذيرفته است .